بگذار زیر پای تو نقاشی ام كنند
در دومین هجای تو نقاشی ام كنند

مثل كبوتران شب جمعهء حرم
بگذار در هوای ِ تو نقاشی ام كنند

مثل كتیبه های ِ قدیم حسینیه
در مجلسِ عزای تو نقاشی ام كنند

جبریل می شوم سر سجاده ای اگر
همسایه دعای ِ تو نقاشی ام كنند

بگذار مثل مَشك پر از آب ، یك غروب
در دست بچه های تو نقاشی ام كنند

من نذر كرده ام كه به هنگام مردنم
نزدیك كربلای تو نقاشی ام كنند

حتماً مرا بدون سر و تشنه می كِشند
روزی اگر برای تو نقاشی ام كنند

آیا نمی شود كه در این زیر سنگها

آقای من، به جای تو نقاشی ام كنند؟!





نوشته شده در تاريخ یک شنبه 23 آبان 1395  توسط زینب زارع

زندگينامه شهيد علمدار
سید مجتبی علمدار در سحرگاه 11دی ماه 1345 در خانواده ای مذهبی و عاشق اهل بیت در شهرستان ساری دیده به جهان گشود.
دوران تحصیلش را در ساری طی نمود و برای اولین بار در حالی که تنها 17 سال داشت به عضویت بسیج درآمد و در اواخر سال 1362 به کردستان رفت.
سید برای اولین بار در عملیات کربلای یک شرکت کرد و مدتی پس از آن وارد گردان مسلم بن عقیل در لشکر25 کربلا شد و تا پایان جنگ در آنجا ماند.
او در عملیات کربلای 4و5 حضور داشت، در کربلای 8 مجروح شد و مدتی بعد به جبهه بازگشت و در عملیات کربلای10 در جبهه شمالی محور سلیمانیه- ماووت شرکت نمود.

سید مجتبی علمدار در سال 1366 مسئوولیت فرماندهی گروهان سلمان از گردان مسلم ابن عقیل - از گردانهای خط شکن لشکر25کربلا- را برعهده گرفت و در عملیات والفجر10نقش آفرینی موثری داشت.
شهید علمدار در سه راهی خرمال،سید صادق، دوجیله در منطقه کردستان عراق رشادتهای فراوانی را ازخود نشان داد و از ناحیه پهلو مورد اصابت گلوله قرار گرفت و بشدت مجروح شد.
او که مردانه در مقابل دشمن می جنگید. چندین باردیگر هم مجروح شد.

سید مجتبی بعد از اتمام جنگ در واحد طرح و عملیات لشکر ۲۵ کربلا در ساری مشغول خدمت شد و در دی ماه سال ۱۳۷۰ ازدواج کرد که ثمره آن دختری به نام زهرا بود.

سید علاوه بر مسئولیت در واحد تربیت بدنی لشکر بعنوان عضو اصلی هیأت رهروان حضرت امام (ره) هم ایفای وظیفه می کرد. او مداح اهل بیت بود، همیشه مراسم را با نام حضرت مهدی (عج) شروع می کرد و در حالیکه به امام حسین (ع) ارادت خاصی داشت. مظلومیت آن خاندان را صدا می زد.
بیت الزهرا مسجد جامع، امام زاده یحیی، مصلی امام خمینی، هیأت عاشقان کربلا و منازل شهدا همیشه با نفس گرم حاج سید مجتبی معطر می شد و بچه ها نیزبا صوت داوودیش مداحی را می آموختند.
او که بعد از جنگ، با یاد و خاطره همرزمان شهیدش زندگی می کرد از دوری آنان سخت آزرده خاطربود و در همه مداحی ها آرزوی وصال آن راه یافتگان شهید را داشت.
حاج سید مجتبی علمدار در اوایل دی ماه سال ۱۳۷۵ به دلیل جراحت شیمیایی روانه بیمارستان شد و پس از چند روز هنگام اذان مغرب روز یازدهم دی ماه نماز عشق را با اذان ملکوتیان قامت بست و به یاران شهیدش پیوست.





نوشته شده در تاريخ جمعه 21 آبان 1395  توسط زینب زارع

غلامعلي جندقي معروف به رجبي در سال 1333 در محله خيابان آذربايجان تهران در خانواده‌اي مذهبي به دنيا آمد. پدر او حاج حسن كه از اساتيد برجسته اخلاق و عرفان زمان خود بود، اهتمام ويژه‌اي در تربيت فرزندان خود داشت. غلامعلي بنابر راهنمايي‌ها و تربيت پدر بزرگوارش مداحي اهل بيت (ع) را از همان سنين نوجواني آغاز کرد و به دليل آشنايي با معارف قرآني و اسلامي و داشتن استعداد در حفظ شعر و سوز صدا، توانست در اين عرصه به سرعت رشد کند.

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 9 آبان 1395  توسط زینب زارع

روضه خونهای جبهه اهل نمازشب بودند و قبل از دیگران از خواب بلند میشدند. در ادب و افتادگی زبانزد بودند.  آنقدر نقش این نازنینان برجسته بود که تصورجبهه و سنگر و شب عملیات بدون اونها بی معنی است. اکثر روضه خونهای جبهه ، وقت شهادت جوان و نوجوان بودند . مداحان مدعی تک و توکشون جبهه میومدند و همین نوحه خونهای هیئت های توی کوچه های شهر ها شده بودند مداحان گردانها و واحدها . با خودم فکرمیکردم مگر میشود روضه خون امام حسین علیه السلام بود و دم از عاشقی زد و یالیتنی کنت و معک گفت ... اما در میدان جنگ با یزیدیان پر رنگ حاضر نشد

 

 





نوشته شده در تاريخ یک شنبه 9 آبان 1395  توسط زینب زارع
 
 
 
سلیم مؤذن‌زادهٔ اردبیلی* یکی از مداحان معروف ایرانی است که در سال ۱۳۱۵
خورشیدی در شهر اردبیل زاده شد. وی که بیش‌ترنوحه‌هایی را به زبان ترکی 
آذربایجانی سروده، به زبان‌های فارسی و عربی نیز تسلط دارد.
پدرش شیخ عبدالکریم مؤذن‌زادهٔ اردبیلی نخستین مؤذن رادیوی ایران است و
برادرش رحیم مؤذن‌زادهٔ اردبیلی نیز از مؤذنان معروف اسلامی است.
 
سلیم موذن زاده اردبیلی، با سابقه ترین مداح درقید زندگانی ایران است که
نوای او بیش از شش دهه است که هنوز از حنجره ای استثنایی، گوش و دل علاقه
مندان را نوازش می دهد. اعجاب و توانایی بی وصف دراجرای برنامه های گوناگون
مداحی، نوحه خوانی، مولود خوانی، اذان و قرائت قرآن مجید از دوران نوجوانی
وی را درردیف یکی از مطرح ترین افراد جهان دراین رشته ها قرارداده است.
بطورمتوسط روزانه پنج ساعت از عمر خود را صرف مداحی کرده و بیش از دو
هزارعنوان نوار کاست مربوط به برنامه های او از زمان پیدایش ضبط صوت تاکنون
به زبان های ترکی، فارسی و عربی موجود است. فخرالذاکرین، سلیم موذن زاده با
معرفی خود به عنوان نوکر پیرآستان مقدس اهل بیت (ع) می گوید: حنجره ی من یک
موهبت الهی است و وقف سید الشهدا (ع) می باشد واستفاده از آن درزمینه های
غیرازاین صحیح نیست.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 22 مهر 1395  توسط زینب زارع
رحوم غلامعلی باقری متخلص یه هوشی یکی از ارادتمندان حضرت ابا عبدالله و شاعر مرثیه گو محسوب می شد که در سال 1317 در محله امیر خیز کوچه قصابان چشم به جهان گشود و در کودکی مادرش را از دست داد با توجه به اینکه مرحوم پدرش یکی از اعضا ثابت هیدت زنجیر زنان محله امیر خیز به شمار می آمد و این امر باعث گردید که مرحوم هوشی با آن هیئت انس گرفته و از اوایل نوجوانی مداحی را شروع نماید پس از چندین سال در اثر شوق و اشتیاق به مداحی به شاعری روی اورد و اشعار قابل قبولی را به نظم آورد و در سنین جوانی تاهل را اختیار نمود ولی اجل مهلت نداده ودر سال 1358 شمسی در سی و نه سالگی چشم از جهان فرو بست و در قبرستان محله شتربان مدفون گردید و موقعی که آن قبرستان تبدیل به ژارک شد پیکرش را به وادی رحمت منتقل کردند و دیوانی دارد که تا حال نسبت به چاپ آن از سوی وراث آن مرحوم اقدامی نشده و نمونه ای از اشعارش در کتابهای مشاهیر سحن به چاپ رسیده است.
 
 
منبع:http://asheghanmovla.persianblog.ir/




نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 22 مهر 1395  توسط زینب زارع
 
خداوند بی همتا را در همه حال از ته دل شکر گذارم که بر این بنده ناچیز و حقیر درگاهش 
توفیق بندگی را ارزانی داشته که با عشق سرشار به توجهات حضرت مهدی (عج) جام دلم 
را با می ولایت اهلبیت لبریز نموده 
، بویژه خادم کوچک مکتب خیرة النساء تبریز قرار داده که تا آخرین لحظه حیاتم خاکپای 
همه نوکران ولایت را توتیای چشم ام نموده ام .
 
بنده حقیر به هیچ وجه موافق این سایت شخصی نبودم اما با اصرار یک عده از عزیزان 
باعث این امر حساس و خطیر را شدند.
 
 اینجانب متولد 1337 شهر مذهبی مراغه ولی بزرگ شده شهر قیام و تشیّیع تبریز ، 
دارای مدرک راه و ساختمان از سن 9 سالگی با رهنمودهای مرحوم پدر بزرگوارم و 
با شیر پاک شادروان مادرم شروع به مداحی کردم و 
الآن در سن 55 سالگی افتخار نوکری 46 ساله در آستان مقدس اهل بیت عصمت و 
طهارت را دارم ، 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 22 مهر 1395  توسط زینب زارع


شیخ المادحین و فخرالذاکرین :حاج اسماعیل وثاقی باهر در سال 1321/1/1شمسی 
در شهر تبریز در محله قره آغاج و کوچه نخودپزها در یک خانواده مذهبی بدنیا آمد
از همان دوران کودکی علاقه زیادی به شرکت در مجالس حسینی و مذهبی و دنیای 
مداحی داشت.
وی از حضور اساتیدی همچون : ناظم آقا- حاج عباس عطاری-حاج علی اصغر نائبیان-
حاج محمد مبهوت شاگردی نموده و بهره های فراوانی برده است.
وی در اندک زمانی آنچنان پیشرفتی در امر مداحی نمود و پس از چند سال 
هیئت عزارداران موسی بن جعفر(ع) تبریز را تاسیس نمود.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 22 مهر 1395  توسط زینب زارع

 

sheykh

 

نامش حـسیـن بود . . .

 

در محله چهل اختران قم بدنیا آمد . . .

از دوران کودکی مشغول یادگیری قرآن شد و از همان دوران کودکی علاقه ی زیادی به مداحی و شاعری داشت

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 22 مهر 1395  توسط زینب زارع
(تعداد کل صفحات:3)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]  

.: Weblog Themes By Rasekhoon:.